![]() |
![]() |
|
|
دومین همایش ابداع در علوم انسانی برگزار می شود. بنا بر اخبار واصله - کانون اجتماعی فرهنگی نواندیشان به عنوان یک مجموعه دانشجویی مستقل دومین همایش ابداع در علوم انسانی را پنجشنبه 3 آذر 1390 با محوریت بررسی راهکارها – لوازم و موانع برگزار می کند. به گفته حامد روحی رئیس دبیرخانه همایش – نخستین بار سال 1388 این کلید وازه توسط کانون نواندیشان به عنوان یک گفتمان علمی در سطح کشور مطرح شد که منجر به شکل گیری اولین نشست با حضور استاد دکتر غلامرضا اعوانی و جمعی از اساتید برجسته دانشگاه گردید. دبیر کل کانون نواندیشان افزود دومین همایش ابداع در علوم انسانی با حضور استاد بزرگوار جناب آقای دکتر مهدی گلشنی برگزار می گردد که با توجه به حضور اساتید برجسته ای چون: جناب آقای دکتر تنهایی (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی) جناب آقای دکتر تقوی (عضو هیئت علمی دانشگاه شریف) جناب آقای دکتر رحمتی (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی) جناب آقای شریف زاده (مدرس حوزه و دانشگاه) جناب آقای دکتر عریان (عضو هیئت علمی کتابخانه ملی و مدرس دانشگاه علامه) از سطح کیفی و علمی بالایی برخودار می باشد. رئیس دبیرخانه همایش اذعان داشت که آنچه مراد نواندیشان از ابداع \ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 10 قبل از ظهر توسط حجت |
|
|
·من چه گویم یک رگم هشیار نیست شرح ان یاری که او را یار نیست دیر زمانی بود که قلم برای نوشتن بر نداشته بودم!!!!!! خودم هم دلم برای نوشتن تنگ شده بود ؟؟؟؟ نوشتن نه درمعنای واقعی ان ، در حد و اندازه خودمان ، که بلدیم اسم مان را روی برگه بنویسیم . خیلی دوست نداشتم که دوباره وارد این گود وبلاگ بی روح نواندیشان شوم !! اما چه کنم که انتقادها ی وارده و....، مرا وادار به امدن دوباره به وبلاگ نویسی کرد !!!! از زماني كه ديگر ننوشتم !! اتفاقات زياد و عجيب غريبي در كانون نو انديشان افتاده كه هم در نوع خودش بي سابقه بوده وهم تاحدودي تتنش زا و غير قابل پيش بيني ؟؟؟ اما چه بايد كرد كه هميشه پرتاب سنگ به سمت قطار در حال حركت : دلچسب و تماشايي است ؟؟؟؟؟ حال ايا ميتوانيم خود را به عنوان يك قطار(مجموعه ) در حال حركت قلمداد كرده و فرش قرمزي براي خود پهن كنيم !! جواب اين سوال را گردانندگان اين مجموعه ، يا كساني كه دستي در كار دارند ، بهتر ميدانند !!!! كه ما جزو انها نميباشيم ؟؟؟؟ به راستي ايا اين كانوني كه امروزه مشاهده ميكنيم !!!! همان كانون ديروزي است ؟؟؟ در حيرتم چه شد ما به اينجا رسيديم كه حتي قادر به تشكيل جلسه هفتگي با حضوركل دبيران در جلسه مجمع عمومي نيستيم ! ؟ ما ارزو به دل مانديم از زمان ان دبير كل مستعفي كه يك جلسه را با تمام دبيران شروع كنيم !! البته اين فقط يك ايراد جزئي به كل مجموعه كانون ميباشدکه خواستم ابتدا راس هرم را نشانه رفته باشم که حرف و حدیثی نباشد وگر نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟( مرا دردي است اندر دل اگر گويم زبان سوزد ..........................) لازم به ياد اوري است كه ما خودمان را مبرا از انتقاد نميدانيم ؟؟؟ ياد ان روزهاي پر شور اجراي همايش ها و نشستها و برنامه ها و ..... به خير ؟؟؟؟؟ دلم براي ان روزهاي كانون تنگ شده !!!! اگر زبان به تمجيد مديريت ان زمان بگشايم شايد متهم به طرفداري از يك عده خاصي شوم !! اما چه كنم كه نميتوانم چشم بر حقايق گذشته؟" بر بندم، و كتمان اتفاقات خوب گذشته كنم !! به راستي در كجاي كار هستيم ؟؟؟؟ به كدام يك از اشكالات ظاهري وباطني اشاره نماييم ؟؟؟ تحليلمان در مورد اين بي روحي كانون نوانديشان چه ميتواند باشد ؟؟؟ ايا به راستي ما همان قطار در حال حركت هستيم ؟؟؟؟؟ يا مردابي بيش نيستيم ؟؟؟؟؟ دليل اين كه مجموعه به اين نقطه از از زمان رسيد ؟ چه ميتواند باشد ؟؟؟ ايا اين مجموعه ميتواند دوباره در دانشگاه حرفي براي گفتن داشته باشد يا نه تاريخ انقضا داشته و ما خودمان نمي دانستيم ؟؟؟ در اخر انتظار این است که دوستان ما را در کشف علل و علتهای رکود کانون نو اندیشان یاری نموده وما را در هر چه بهتر شدن این مجموعه یاری نمایند . من به سیبی خشنودم /وبه بوییدن یک بوته بابونه /من به یک ایینه ،یک بستگی پاک قناعت دارم ......../ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 11 بعد از ظهر توسط حجت |
|
|
سبک و سیاق زندگی ما در حال تغییره یا به نوعی تغییر کرده است ! این روزها زندگی همه ماها حال و هوای دیگری رو به خودش شاهده و این تغییرات باسواد و بیسواد و روستایی و شهری نمیشناسد و همه ما را شامل شده است .عرضم این است که هر قشر وگروهی به فراخور حال خویش تغییر کرده است .باید اعتراف کرد که سرعت تغییرات زندگی ما در حال شتاب است و این تغییرات سبک زندگی از اثاث زندگی بگیر تا ماشین، لباس پوشیدن و حرف زدن وارتباطات ما و ....هزاران تغییر دیگر میباشد .همه چیز در حال تغییر است و میدان دارش ادمیزاد است .؟ چیزی که تا دیروز از ان به عنوان ارزش یاد میکردیم امروز ضد ارزش قلمداد میشود و ضد ارزشهای ما ارزش شده است !!!!!!!.بیگمان نمیتوان تغییرات در دنیا را نادیده گرفت و خودمان را از دنیا سوا کنیم ؟؟ به راستی ایا این تغییرات برای تکامل ما لازم و ضرروری است ؟؟؟ همیشه تغییرات ظاهری همراه تغییرات باطنی است و ایا میتوان گفت که این تغییرات باطنی با ارزشها و هنجارهای جامعه ما همخوانی دارد یا نه ؟؟؟؟ ادم ها تغییر میکنند لباس شان عوض میشود ظاهرشان تغییر میکند ،ادبیاتشان ،گفتارشان ،ارتباطشان این چیزها ایا عیب است یا نیست ایا ما باید نگران این تغییرات باشیم یا نباشیم ؟؟ ایا ماباید مصرانه بر همان غیرت متراکم و خشونت و عصبانییت فزاینده میماندیم ؟؟؟ اگر بحث خوبی و بدی تغییر را برای لحظه به کنار بگزاریم میتوان این سوال را مطرح کرد که کدام یک از این رفتارهای ما اصلی است و کدام فرعی ؟؟؟ چگونه میتوان در تغییرات پیش بینی کرد که دچار انحطاط فرهنگی و اخلاقی نشویم ؟؟؟!! واخرین سوال از باب تغییر (حقیقت وجود من متعلق به کدام یک از این سبکهای زندگی است ؟؟؟؟؟؟؟) (کسی شایسته ازادی است که هر روز بتواند به هوس های خود چیره شود .) (گوته) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 0 قبل از ظهر توسط حجت |
|
|
دیر زمانی است که منتظر فرصتی هستم برای نوشتن . ولیکن چنان گرفتار مشکلات روزمره شده ایم که مجال نوشتن را از ما گرفته است ! برای نوشتن ، این روزها سوژه های گوناگونی در حوزه های اجتماع و فرهنگ و سیاست ، یافت میشود ؟ اما جمع شدن دوباره بچه های کانون نو اندیشان دور هم و اولین گرد همایی بعد از انتخابات ، فرصتی دوباره به ما داد تا اول اشاره کنیم به انچه این روزها شاهد ان هستیم در کانون ، و بعدا به موضوعات دیگر بپردازیم !!
بعد از انتخابات شورای مرکزی که بلا فاصله دبیر کل کانون انتخاب شد، به شخصه منتظر بودم که چه کسانی توسط دبیر کل کانون نو اندیشان برای دبیری کمیته ها انتصاب خواهند شد ؟؟ تعطیلات قبل از عید و عید ، این مجال را از دبیر کل کانون گرفت و نتوانست انتصاب ها رابه مجمع عمومی معرفی نماید ؟ تا این که فرصتی دوباره نصیب ما شد تا در اولین جلسه کانون بعد از عیدنوروز ، شرکت کرده و خود به شخصه شاهد معرفی دبیر کمیته ها از طرف اقای اقا محمدلو باشیم ! مراسم یا جلسه ۵ شنبه تا حدودی با جلسات قبلی متفاوت بود؟ (سفره هفت سین نو اندیشان و نوروز ، ....! بعضی خبرهای تکان دهنده را شنیدیم و ......؟؟؟؟ ) مثل همیشه شمع محفل جلسات کانون نو اندیشان گروه خبربود و صفای خاصی را به این جلسات کانون میبخشند (دست مریزاد ).از انچه که در جلسه گذشت میگذریم و به انتصاب ها اشاره ای کنیم. انتصاب ها در نوع خودش جالب توجه بود !!!!!!!!!! البته تا قبل از اعلان این دبیران توسط دبیر کل، بعضی از انتصاب ها را که شنیدم (البته یواشکی گفتند ) متعجب شدم و ( شدند )!!!!!!!! بعضی از افرادی که دبیری کمیته ها را از ان خود کرده اند ، تخصصی در حوزه مربوطه نداشته اند ؟؟؟؟ نمیدانم ولی شاید اشتباه میکنم و اقای دبیر کل چاره ای نداشته اند و ناچارا ،دست به چنین چینشی زده اند ؟ دبیر کانون نو اندیشان کسی نیست که بیگدار دست به اب بزنه ؟ حتما مصلحتی جز این نمیتوانست باشد . تصمیمات اتخاذ شده توسط دبیرکل کانون، قابل احترام میباشد . بنده به نوبه خودم به این انتصابها احترام گذاشته و تمام این دبیران را به رسمیت میشناسم. لازم به اشاره است :کسانی که پا به میدان گذاشته و دبیر مجموعه ها شداند باید حداکثر تسلط کامل را در حوزه کاری خود داشته باشند(باید از این به بعد پیدا کنند) و دبیر کل کانون را در رسیدن به هدف کانون که بومی سازی علم (ایرانی ـاسلامی ) میباشد ،یاری نمایند. در اخر باید اشاره نمایم که هدف این نگارنده از نوشتن این نوشتار ، توهین و تحقیر کسی نمیباشد و فقط تذکری است از باب دوستی . ارزو میکنم که دبیران کانون نو اندیشان به رهبرییت اقای اقا محمدلو هر روز گامی رو به جلو در رسیدن به اهداف کانون نو اندیشان برداشته و کانون را در نقطه اوج خود قرار دهند .(به امید ان روز ) نه مفتیم نه مدرس ، نه محتسب نه فقیه مرا چه کار که منع شرابخواره کنم ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 6 بعد از ظهر توسط حجت |
|
|
مهم نیست که قفلها دست کیست ؟
مهم این است که کلید ها دست خداست ! ارزو میکنم که شاه کلید تمام قفلها را از خدا عیدی بگیرید . سال نو بچه های کانون نو اندیشان مبارک . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 11 بعد از ظهر توسط حجت |
|
|
خیلی دوست داشتم امروز در مورد انچه که در انتخابات ،اتفاق افتاد ، به رشته تحریر در اورم. ولیکن چون کمیته خبر چنان زیبا ، مراسم دیروز کانون نو اندیشان را تشریح کردندکه دیگر نیازی به نوشتار من نبود ؟واقعا من به نوبه خودم از خانم طوسی و ارجمند بابت انعکاس زیبای اخبار و حواشی انتخابات شورای مرکزی ،تقدیر و تشکر میکنم و امیدوارم چراغ این کمیته، زیبا و بهتر از هر روز ، فروزان باشد . مشتاق ان نبودم که همین اوائل کار ، دستم به نوشتن نقد رود ! و شیرینی این لحظات را بر کام کسی تلخ نمایم ، چه کنم که مشاهدات امروز سبب شد تا به اجبار قلم به نوشتن بردارم ؟؟ کسانی که امروز عضو شورای مرکزی شده اند نسبت به اعضای قبلی شورای مرکزی، که توسط دبیر کل اسبق انتصاب شده بودند ، شناخت دارند . و میدانند که اعضای شورای انتصابی پیشین کانون نو اندیشان ، تشنه قدرت وعاشق جاه ومقام نبوده و غرور و تکبر هیچگاه جای دوستی و رفاقت را نمیگرفت ؟ هرگز کسی در ان تیم گذشته پز مقام خود را به رخ دیگران نمیکشید ؟؟؟ پس ما را امروز چه شده است ؟؟؟؟ بعضی از افراد که امروزه بر سر کار هستند اموزش دیده همان افراد انتصابی بودند و بهتر میدانند که که تیم گذشته چگونه لب به سخن میگشودند ؟؟؟ هدفشان حرکت در راستای اهداف کانون بود یا ......///؟ هیچ شخصی هرگز با غرور و تکبر سخن نمیگفت و قدم بر نمیداشت ؟؟؟ اما احساس میکنم که (امیدوارم که اشتباه کرده باشم! ) بعضی از افراد پز مقام و رای خود را میدهند !!!!! خواستم متذکر بشم (اگر قبول داشته باشید! ) که کمی عاقلانه به دور وبر خود نگاه کنید و دوباره مرور کنید از این که برای چه در کانون نو اندیشان قدم گذاشته اید ؟؟؟ باور کنید که جاه و مقام و ... ! ! برای کسی نمانده و نخواهد ماند ؟ پس ایا بهتر نیست این غرور و تکبر را از خود برانیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قصد من از نوشتن این مطلب از باب یک تذکر دوستانه بود ؟ چرا که میدانم جمع صمیمی و علمی کانون نو اندیشان ، هرگز میدان خود شیفتگی و (من ها) نخواهد بود و هر مقامی برای خدمت خواهد بود نه .............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ .........................؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یک مشت بال و پر ، بر باد داد شوکت اصحاب فیل را |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 1 قبل از ظهر توسط حجت |
|
|
اعضای کانون نو اندیشان
سر تا پای وجودتان سرشار از عشق . درود اعضای سابق و هیئت موسس به تمام انتخاب شدگان امروز و فردا و فرداها. شیرنی این پیروزی، بر کام همه ی شما منتخبین . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 10 بعد از ظهر توسط حجت |
|
|
دل ها خجسته و سرها خوش است ! رقابت انتخابات شورای مرکزی کانون نو اندیشان لحظات نفسگیری را سپری میکند .احساس من این است که شور و شعف این انتخابات، از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ پر شورتر و رقابت شدیدتر است .در دنیای رقابت به اصول و موازین باید احترام گذاشت ! به لطف خدا تمام کاندیداها در برابر قانون سر تسلیم فرود اورده و پایبند ان هستند و شاهد بی اخلاقی رقابتی نیستیم . کمیته خبر شاید در این میان پر کارترین میباشد و به زیبایی در حال گزارش لحظه به لحظه رویدادها و برنامه های کاندیداها میباشد .البته نباید از زحمات قاسمیان و خانم عزتی غافل شد که در حال تنظیم برنامه ها برای برگزار شدن هرچه بهتر انتخابات هستند .اما هنوز بعضی از نامزدهای نو اندیشان در دسترس نیستند و بنده شناختی نسبت به خود و سوابق کاری انها ندارم ؟ امیدوارم فردا یه شمه ای از اطلاعات خودشون رو (رو ) کنند تا ما بهتر بتوانیم سکان هدایت کانون رو به انها بسپاریم .اگر این اجازه رو داشتم از همین الان حمایت خود رو از بعضی از دوستان (نامزدها ) اعلام میکردم ؟؟؟؟؟ اما <؟؟؟ ارزو میکنم گروه جدید با توان بالا و بهتر از ما سکاندار هدایت کانون نو اندیشان شوند ؟ در اخر باز هم از کمیته خبر بابت انعکاس لحظه به لحظه و زیبای خبرهای کانون، کمال تقدیر و تشکر رو دارم و احسن میگم به خانم ارجمند بابت داشتن چنین گروه فعال و پر انرژی . درخت باش برغم تبرها/بپر به کوری چشم خفاشها /بهار شو و بخند که خدا هنوز ان بالاست . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 11 بعد از ظهر توسط حجت |
|
|
غیبت طولانی ما باعث ان شد تا از کمیته روابط عمومی به دلیل (به روز ) نشد نمان ، کارت زرد بگیریم . این روزها به دلیل کسالت نتوانستم وب خود را به روز کنم . البته باید دیگر میدان را خالی کنیم و جای خود را به دوستان بدهیم ؟ بعد از مدتها که جلسه کانون برگزار شد و ما توانستیم حضور پیدا کنییم شاهد چهره های جدیدی در کانون بودیم و بعد از مدتها لیست کاندیدا ها یا نامزد های انتخابات نو اندیشان اعلام گردید و اشاره شد که 20نفر تا ئید صلاحیت شده اند .دیر هنگامی است که منتظر ان بودم تا بدانم چه کسانی نامزد انتخابات هستند !! در اسامی تائید صلاحیت شده ، افراد نخبه زیادی وجود دارد که تا حدودی به این افراد شناخت دارم و این افراد را لایق برنده شدن در این انتخابات ، میدانم . همانطوری که بیشتر ین زحمات اجرایی کانون نو اندیشان ، بر دوش خانم ها است.این بار نیز تعداد کاندیدا های خانم بیشتر از اقایون میباشد و این نشان از عدم تفکیک جنسیتی در کانون میباشد . حال نوبت افراد جدیدی است که باید دبیری کمیته هاو شورای مرکزی را صاحب شوند به شخصه معتقد بر این هستم که باید تمامی مسئولیت ها دوره ای باشد تا استعداد ها شکوفا شوند .پس باید میدان را خالی کنیم و منتظر کسانی باشیم که با اندیشه ای نو و توانی مضاعف این مسئولیت را بهتر و زیبا تر از ما عهده دار شوند . ما نیز امیدواریم تا این عزیزان بهتر از ما قطار نو اندیشان را در جهت اهداف متعالی کانون نو اندیشان حرکت دهند . در اخر برای تمام کاندیدا ها ، ارزوی پیروزی و موفقیت دارم . ما در این شهر ازمودیم بخت خویش / باید که بست از این شهر رخت خویش . |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 6 بعد از ظهر توسط حجت |
|
|
همیشه برایم جای سئوال بود که چرا در کشورهای عربی ـ اسلامی ،حکومت هایی در حال حکمرانی هستند که عمری چندین دهه ای دارند ؟ چه عواملی سبب پیدایش چنین حکومت های خودکامه ای شده است ! شاید جواب این سوال خیلی سخت باشد ولی خیزش مردم کشورهای اسلامی این روزها نشان از ان دارد که تا حدودی از خواب غفلت بیدار شده اند و میتوانند حاکمان دیکتاتوری که قدرت را دو دستی چسبیده و ان را متعلق به خانواده خود میدانند، از اریکه قدرت پائین کشیده و خود به دست خود سرنوشت خویش را رقم زنند . شاید هیچ یک از دیکتاتورهای عرب هرگز به ذهنشان نیز خطور نمیکرد که خودکشی یک تونسی باعث ان شود که قدرت خود را از دست داده به حساب اورند !٬ اما این روزها شاهد ان هستیم که کشورهای اسلامی ـ عربی قصد ان دارند که از شر این حاکمان خودکامه خلاصی پیدا کنند و خود انگونه که دوست دارند قدرت را توزیع کنند ؟ کشور لیبی در فعل حال کشوری است که در اتش دیکتاتوری قذافی ، دست و پنجه نرم میکند ! و این به اصطلاح سرهنگ قذافی حاضر به ترک قدرت ۴۲ ساله خود نمیباشد و میخواهد با زور اسلحه و گلوله از نظام تو خالی خود حراست کند ! این شخص همان شخصی است که بعد از اعدام صدام منفور، برایش سه روز عزای عمومی اعلام کرد و این روزها روزی است که باید برای خودش رخت عزا بپوشد و مانند بسیاری از حاکمان دیکتاتور فراری، زندگی را در خفا و ترس از کشته شدن ادامه دهد ؟ این همه مقدمه چینی کردم که باهم به این سوال پاسخ دهیم که چرا در کشورهای اسلامی که این روزها در اتش خون و انتقام میسوزند ،حاکمان دیکتاتور خود را صاحب مردم میدانند و قدرت را موروثی دانسته و ان را بین خود تقسیم میکنند ؟ به راستی چرا این دیکتاتورها در کشورهای عربی - اسلامی سبز شده اند ؟؟ ایا واقعا دین اسلام به این دیکتاتورهای عرب چنین اجازه ای را داده است؟؟؟ ای کاش یکی از کارشناسان دین اسلام جواب مرا میداد چرا که ما تخصصی در این باب نداشته و هرگونه اظهار نظری میتواند از روی احساسات بوده وما را به ورطه گمراهی سوق نماید !! ؟؟ خیلی دوست دارم بدانم که چرا در این کشورها مردم تا این حد از حقوق شهروندی خود غافل بوده و حاکمان خود را صاحب اختیار خود میدانستند ؟؟ سبب این اگاهی جمعی این روزها چه میتواند باشد ؟؟ ایا به راستی زمانی خواهد رسید که در این کشورهای عربی ـ اسلامی، مردم ازادانه زندگی کرده و اسلام حقیقی را پرستش کنند !! ما تمام خیزش های به اصطلاح ازادی خواهی را به فال نیک میگیریم و ارزو داریم که زمانی فرارسد که در این کشورها اندیشه های طالبانی دیگر هرگز رشد پیدا نکرده و باعث شکل گیری اسلام طالبانی نباشیم .دین اسلام دین بزرگی است و هرگز بر مای مسلمان دستور اکید نداده که مطیع حاکمان بی تدبیر و زورگو و خونخوار باشیم بلکه حکومت مولی علی (ع) خود میتواند اگویی باشد برای تمام کشورهای عربی ـ اسلامی . روشن شدست شمع محبت به بزم غیر از اتشی که بر پر پروانه ی من است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت 0 قبل از ظهر توسط حجت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 |
|
RSS
|